تبليغاتX
عشق یعنی از فراقش سوختن...
تلخترین چیز در اندوه امروزمان خاطره شادمانی دیروزمان است...
 

اگــــر گـــاهی ندانــــسته

به احســـــاس تو خنــــــــــدیدم

و یـا از روی خــودخواهی

فقط خـود را پسندیدم

گنــاهم را ببخش

اگـــراز دست من در خلـــوت خود

گـــریه ای کــــردی

اگــر بد کردم و

هــــرگز

به روی خـــود نیـــاوردی

گنـــاهم را ببخش

اگـــــر تو مهــــــــــــــــربان بودی

و من

نــــامهربان بودم

برای دیگـــــــران سبز و

برای تو

خــــزان بودم

اگــــــر تو با تحمل

بسته از خــــودخـــــواهیم کردی

اگـــر من بی سبب

خشم بـــــــی امان بودم

گنـــاهم را ببخش

اگــــر زخمی چــــشیدی گـــاهگاهی

بــــر زبان من

اگـــر رنجیده خـــاطر گشتی

از لحن بیــــان من

عدالت را اگــــر کشتم

به حکم حس خــــودخــــــــــواهی

پشیمــــانی که هستی

سالـــــــها هم آشیــــــــــان من

گنـــاهم را ببخش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:30  توسط مهدی | 
به او بگویید دوستش دارم
با صدایی آهسته
آهسته تر از صدای بال پروانه ها
به او بگویید دوستش دارم
با صدایی بلند 
بلندتر از صدای پرواز کبوتران عاشق
به او بگویید دوستش دارم
با هیچ صدایی 
چون فریاد دوستت دارم
نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد 
فریاد  دوستت دارم  را
می توان با تپش یک قلب
به تمام جهانیان رساند
پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم
دوستت دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 19:1  توسط مهدی | 

امشب هم شبی است از شبهای خداست
و من آرامتر از شبهای دیگر
و سرمست

از تو می نویسم
باز هم مثل همیشه
برای نوشتن تو را بهانه می کنم
چه لذت بخش است 

از تو نوشتن
و چه زیباست

بـــــرای تو نوشتن
و من این زیبایی را با تمام دنیا

عوض نمی کنم
لحظه های بی تو بودن را

با خیال تو سر می کنم
و معتقدم

دوری مانع از رسیدن نیست
من هر شب به تو می رسم
هرســــاعت
هــر دقیقـــــــه
هــــــــرثانیه
وهر لحظه ای که به تو می اندیشم

تو را در کنار خویش
و در وجودم احساس می کنم
و این برای من خود رسیدن است
این فاصله ها

 فقط بهانه ای است برای نوشتن

نـــــا نوشته هایی که
مجــالی مـــــــــی خواهند

برای نوشته شدن

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:50  توسط مهدی |