تبليغاتX
عشق یعنی از فراقش سوختن...
تلخترین چیز در اندوه امروزمان خاطره شادمانی دیروزمان است...
رفیق من
سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که
خیلی تنهام
هیچکی نمی فهمه
چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و
دل زده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم
پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و
راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد
سری به تنهاییم نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و
مرد باش
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:15  توسط مهدی | 

روزی آمدی

زندگی کردی و لحظه ها گذشت

و آنگاه که رفتی

کوله باری از خاطرات تو باقی ماند برایم

هر چند خاطره انگیز بود لحظه به لحظه ای که در کنارم بودی

اما اکنون دلتنگم از نبودنت...!!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:59  توسط مهدی |